على محمدى
35
شرح اصول استنباط ( فارسى )
اجنبى خواهد بود و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . حديث چهارم : صحيحهء عبد الرحمن بن حجاج از امام صادق ( ع ) : راوى مى پرسد : مردى با زنيكه در حال عده بود ازدواج كرده حال حكم اين امر چيست ؟ حضرت فرمود : اگر اين ازدواج از روى جهالت صورت گرفته حكم اينست كه پس از انقضاء عده دوباره مىتواند با اين زن عقد نكاح برقرار كند ( مفهوم شرط آنست كه اگر عن علم بوده حرام مؤبد مىشود كه در جاى خود بايد بحث شود ) سپس فرمودند : جهالت او عذر است و گاهى مردمان بخاطر جهالت به امور مهمتر از اين هم معذور مىشوند تا چه رسد به اين امر . راوى گويد : عرضكردم : كدام جهالت سبب معذوريت او گرديده ؟ آيا جهل به حكم يعنى به اينكه چنين ازدواجى حرام است سبب معذوريت است ؟ يا جهل به موضوع يعنى جهل به اينكه زن در حال عدّه است ؟ حضرت فرمود : يكى از اين دو جهالت اهون و موهونتر از ديگرى است و بوسيلهء او معذور بودن روشنتر و آسانتر است و آن جهل به حكم است يعنى جهل به حرمت تزويج در حال عدّه و علت اهونيت آنست كه شخص جاهل به حكم قادر بر احتياط نيست و چنين كسى حتما معذور است يعنى نه واقع از او خواسته شده لجهله و نه احتياط لعدم تمكنه . راوى گويد : عرضكردم : آيا جهالت ديگر يعنى جهل به موضوع هم سبب معذوريت هست ؟ حضرت ( ع ) فرمود : آرى آن هم سبب عذر است و هنگاميكه عدهء آن زن منقضى شد مانع بر طرف شده و مرد مىتواند دوباره با آن زن ازدواج كند . كيفيت استدلال : در ضمن حديث هم سخن از شبههء حكميه به ميان آمد و هم موضوعيه و در هردو امام ( ع ) جهل را سبب عذر قرار دادند پس شخص جاهل